counter create hit

مطالب مرتبط:

جهانگیری: اگر نجفی خودش نمی خواست از شهرداری برود، هیچ کسی نمی توانست او را مجبور به کناره گیری کند

معاون اول رئیس جمهور گفت: شورای شهر هرچه زودتر شهردار را انتخاب کند.

سامسونگ ظرفیت باتری نوت ۹ را افزایش می دهد

تراژدی انفجار گوشی شهای نوت ۷ را فراموش نکردیم؛ اتفاقی که باعث شد سامسونگ ضرر مالی بسیاری ببیند و به تیتر جنجالی بسیاری از رسانه ها تبدیل شود. بسیاری گفتند مشکل به وجود آمده در باتری گلکسی نوت ۷ بخاطر تلاش سامسونگ برای افزایش ظرفیت باتری های این گوشی بود. همین موضوع با ...

پست اینستاگرامی سردار سلیمانی

اینستاگرام منسوب به سردار سلیمانی همزمان با تهدید آمریکا برای حمله به سوریه تصویری منتشر کرد و نوشت: هرگونه اهتمام و تلاش در راه خدا جهاد مصداق جهاد فی سبیل الله است. ...

تنش آفرینی های اخیر؛ انتقام از روحانی یا از مردم؟!

رویداد 24 نوشت: یکی از آرمان های انقلاب اسلامی و یکی از توصیه های موکد بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی به مسئولان کشور، اهتمام ویژه و همه جانبه به امور مردم و بالاخص محرومان جامعه بوده است. اهتمامی که در همه حال و در هر شرایطی، باید اولویت اول باشد و هیچ عذر و بهانه ا ...

ترامپ: نگفتم چه زمانی به سوریه حمله می کنیم

رئیس جمهور آمریکا با عقب نشینی از مواضع جنگ طلبانه علیه سوریه، در توئیتر خود نوشت که هرگز زمانی برای حمله به سوریه مشخص نکرده است.

مناظره ضرغامی و وزیر آموزش و پرورش

عزت الله ضرغامی با انتشار متنی در حساب کاربری توئیتر خود نسبت به صحبت های آموزش و پرورش درباره آزمون ورودی مدارس سمپاد واکنش نشان داد.

۵ گزینه دشوار ترامپ در سوریه

آیا آمریکا به مستقر کردن تعداد زیادی از نیرو ادامه خواهد داد، اگر چنین کند، چه تعدادی مستقر خواهد کرد؟ این مسئله قبل از آخرین حمله شیمایی، بحث داغی بود و ترامپ با مشاوران ارشدش مخالفت کرده بود. برای شکل دادن به اوضاع بر روی زمین، محدود کردن نفوذ ایران و داشتن کرسی ...

فرود اجباری هواپیمای استقلال تهران در عربستان

بدی آب و هوا مسیر پرواز تیم فوتبال استقلال تهران به کویت را سخت کرد.

بشار اسد: شرایط کنونی سوریه حساس است

آیت الله اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی با رئیس جمهور سوریه دیدار کرد.

رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش: مردم باید بدانند که در ارتش چه می گذرد

باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش گفت: مردم باید بدانند که در ارتش چه می گذر، این حق و نیاز مردم است.

اتفاق بی سابقه برای ایرانی ها در کن ۲۰۱۸

در جشنواره کن امسال سه کارگردان ایرانی برای دریافت نخل طلا با هم رقابت می کنند. اصغر فرهادی با فیلم «همه می دانند»، جعفر پناهی با فیلم «سه رخ» و اوا هیوسون با فیلم «دختران خورشید». ...

اعزام تیم حقیقت یاب به سوریه

سازمان منع سلاح های شیمیایی امروز (پنج شنبه) اعلام کرد، این سازمان یک تیم حقیقت یاب خود را به سوریه اعزام کرده است.

راه های ارتباطی با بانک مرکزی درباره نرخ ارز

بانک مرکزی ایران به منظور پاسخ به سوالات مردم در خصوص یکسان سازی نرخ ارز، راه های ارتباط با این بانک را اعلام کرد.

نیروهای مسلح ایران غافلگیر نخواهند شد

نیروهای مسلح ایران غافلگیر نخواهند شد

به گزارش جهان نیوز، امیر احمدرضا پوردستان  عصر امروز در مراسم گرامیداشت دومین سالگرد شهادت شهید مدافع حرم مرتضی زرهرن بابیان اینکه دشمنان بدانند نیروهای مسلح  غافلگیر نخواهند شد، اظهار کرد: امروز به شکر خدا و همت جوانان این مرزوبوم به ابزار دفاعی بسیار پیشرفته ای دست ...

بیانیه ۴۳ تن از وزرا در انتقاد از رفتارهای احمدی نژاد

جمعی از وزرا و معاونان رئیس دولت های نهم و دهم، با انتشار بیانیه ای، ضمن دعوت از محمود احمدی نژاد برای بازگشت به آرمان های امام و انقلاب، از برخی رفتارهای اخیر وی انتقاد کردند. ...

حاجی دلیگانی: 5 هزار مگاوات کسری تولید برق در سال جاری داریم

حاجی دلیگانی: 5 هزار مگاوات کسری تولید برق در سال جاری داریم

نماینده مردم شاهین شهر در مجلس گفت: اگر وزارت نیرو برای کسری برق چاره ای نیندیشد در سال جاری خاموشی و قطعی برق خواهیم داشت.

خاطرات مترجم اسناد و مدارک خانه جاسوسی: گروگان ها به کمک ما آنها

خاطرات مترجم اسناد لانه جاسوسی: گروگان ها کمک مان کردند

امید ormand: شیخ الاسلام در, تصرف سفارت آمریکا, نقش, اما بعد از آن زمانی که دانش آموزان در حال پیروان امام در ارتباط کلامی با گروگان ها به مشکل خوردند وزیر دعوت شد برای کمک به یک مترجم وارد سفارت. شیخ الاسلام نیز پذیرفته شده در شب 13 آبان 58 را وارد کنید سفارت شد و تا آخرین روز یعنی 30 دی 59 آنجا بود و در حوزه ترجمه اسناد لانه جاسوسی ایفای نقش کرد. خاطرات شیخ الاسلام از روزهای تسخیر شنیدنی است. او می گوید: حفاظت اسناد بعد از یک مدت خیلی مهم شد. آن هم وقتی فهمیدیم که منافقین یا مجاهدین آن موقع می خواستند نفوذ کنند. چون آنها فهمیده بودند، این اسناد چه قدرتی به دارنده می دهد. لذا ما در همان مکان نگهداری سندها می خوابیدیم. مشروح گفت‌وگوی او با خبرآنلاین، 38 سال پس از آن روزها را در ادامه بخوانید. ***** آقای شیخ الاسلام شما بفرمایید، چه طور به ماجرای تسخیر سفارت آمریکا پیوستید؟ ‌ من دانشجوی خارج از کشور بودم و بعد از انقلاب به ایران آمدم. کارم هم این بود که به صورت قراردادی و روزمزد پاسخ مقالاتی را که روزنامه های انگلیسی دنیا علیه انقلاب می نوشتند، می دادم. دوران دانشجویی دبیر انجمن آمریکا، اروپا و کانادا بودم و در تظاهرات و مناظره ها شرکت می کردم. به همین جهت شناخته شده بودم و دیگران می دانستند که زبان هم به خوبی بلدم. بچه هایی که لانه را تسخیر کردند، دنبال کسانی بودند که بتوانند اسناد را ترجمه کنند و با گروگان ها حرف بزنند. به همین دلیل عصر آن روز به منزل ما آمدند. ‌ چه کسانی آمدند؟شاید خوششتان نیاید اسامی‎شان را بگویم. از بچه های گروه های سیاسی که مورد تائید بودند، آمدند. الان برخی از اینها دیپلمات هستند. تمایل ندارند که نامشان برده شود چون کار سیاسی می کنند. در هر صورت، از من خواستند که برای کمک بروم. غروب نشده بود که من از در کنونی مترو تقاطع طالقانی و مفتح که آن زمان خیابان روزولت و تخت جمشید بود، وارد شدم. با توجه به شناختی که بچه ها داشتند مرا به همان ساختمان اصلی سفارت بردند. ساختمانی که برای سفیر، کارمندان سیاسی و CIA بود. به طبقه دوم ساختمان که اتاق سفیر و مرکز رمز و ارسال اسناد رفتیم. اتاق شیشه ای وسط یک اتاق بزرگ بتنی واقع شده بود که دیواره های دوجداره داشت. به خاطر اینکه آمریکایی ها مذاکرات خصوصی داشتند و نمی خواستند توسط روس ها یا ساواک شنود شود. دیدم آقایی را در آن اتاق شیشه ای نشانده‎اند که بعدا فهمیدم آقای آهر، رئیس ایستگاه CIA در تهران است. یکی از دانشجویان با انگلیسی دست و پا شکسته ای با او صحبت می کرد. با دیدن من، خواست که کمکش کنم و کار من از اینجا در داخل لانه شروع شد. اواخر کار یک اختلافاتی پدید آمد که علت آن هم مشخص شد. یک دستگاه شنودی بود که تمام تلفن های بی‌سیم دولتی ها را شنود می کرد. برخی اعتقاد داشتند که باید از این دستگاه استفاده کرد و برخی هم معتقدند بودند که نباید استفاده کرد. آخر هم قرار بر این شد که کسی از این دستگاه استفاده نکند. غیر کار ترجمه، مسئولیت دیگری را نیز عهده‎دار بودید؟ ‌ وقتی به آنجا رفتم مشخص بود که بچه ها خوب تشخیص دادند. چون بین 52 گروگان، اولین آدمی که با او حرف زدم، مسئول CIA در تهران بود. اول گروگان ها فکر می کردند به‌زودی آزاد می شوند. لذا از موضع بالا و با تندی برخورد می کردند. بنابراین صحبت با آنها سخت بود. بعد ما شروع به دیدن اتاق ها کردیم تا محیط را بشناسیم. اسناد یا اسامی را که روی میز اتاق ها بود مشاهده کردیم. یکی از اتاق ها مملو از دستگاه های پیچیده بود که بعد مشخص شد دستگاه های مخابراتی و رمزگذاری است. بعضا وسایل داخل اتاق خرد و از بین رفته بودند. در سمت غرب ساختمان اتاقی وجود داشت که در آن مقدار زیادی پودر میکروفیلم و کاغذ رشته رشته شده و یک گاوصندوق بزرگ بتنی وجود داشت. فهمیدیم که اسناد مهمی در اینجا بوده که از بین رفته است. به تدریج همراه دیگر دوستان مسلط به زبان انگلیسی علی الاخصوص خواهرمان خانم ابتکار که از خود دانشجویان بود، تیمی تشکیل دادیم که ضمن کمک به برادران انتظامات و تدارکات برای برقراری ارتباط با گروگان ها، به سندها رسیدگی می کردیم. شما سرتیم بودید؟ ‌ سرتیم که نبودم. من در اختیار برادران بودم. یکی از کارهایی که در سفارت انجام می شد، ترجمه مدارک و اسناد و افشای آنها بود. آقای شیخ الاسلام چه کسی تصمیم می گرفت، چه سندی علیه چه کسی منتشر شود؟ ‌ما در آن قسمت اجازه ای غیر از ترجمه و تسلیم آنها به شورای مرکزی نداشتیم. ما آنجا بدون اینکه حدس بزنیم متن مربوط به چه کسی هست ترجمه می کردیم، علی الاخصوص اسناد CIA که اسامی رمز داشت ولی کار ما تصمیم گیری در مورد انتشار سند نبود. گروگان اولش مقاومت می کند ولی بعد از یک مدت می فهمد که باید همکاری کند. وقتی بیشتر از یکسال مدت این گروگان گیری طول کشید، دیگر آنها از آزادی ناامید شدند. آن زمان بود که بعضی از خود گروگان ها در سر هم کردن و فهم اسناد به ما کمک کردند. سانسور هم می کردید؟ ‌خیر، حجم خیلی زیادی از اسناد بود. همان موقع چون دانشجوی کامپیوتر بودم، به ذهنم رسید که ترجمه ماشینی خیلی کار خیلی خوبی است که بعد از 40 سال حالا به این نتیجه رسیده ایم. چون واقعا خسته کننده بود. اختلافی هم بین تیم ترجمه بوجود آمد؟ ‌ نه، بین تیم ترجمه و تیمی که با گروگان ها سروکار داشتند، هیچ اختلافی پیش نیامد. همه ما می فهمیدیم برادرانی که باید تصمیم بگیرند، برادرانی هستند که از ما دعوت کرده اند به آنجا بیاییم و ما تابع آنها بودیم. تجربه خیلی خیلی زیبا و عمیق و معنوی ای برای من در لانه بود. من با دانشجویان داخل کشور قبلا کار نکرده بودم. از اینجا چند تا رفیق خوب پیدا کردم که اسم چند تا از آنها محمد است. من واقعا شب زنده داری شان را دیدم چون همه با هم در همان ساختمان زندگی می کردیم. حفاظت اسناد بعد از یک مدت خیلی مهم شد. آن هم وقتی فهمیدیم که منافقین یا مجاهدین آن موقع می خواستند نفوذ کنند. چون آنها فهمیده بودند، این اسناد چه قدرتی به دارنده می دهد. لذا ما در همان مکان نگهداری سندها می خوابیدیم. واقعا برای من تجربه خیلی باارزشی بود که با اینها سروکله بزنم و بفهمم چه انسان های والا و باخلوصی هستند. مهمترین مسئله ای که آنها را نجات داد خلوصشان بود و اینکه فهمیده بودند هرچه امام بگوید باید انجام شود. آیا بین تیمی که اسناد را برای انتشار گزینش می کرد، اختلافی پیدا شد که مثلا چرا این پیام سانسور شد و هدف اصلی را نرساند؟ ‌خیر، اصلا این نبود. اواخر کار یک اختلافاتی پدید آمد که آن هم علتش مشخص شد. یک دستگاه شنودی بود که تمام تلفن های بی‌سیم دولتی ها را شنود می کرد. برخی اعتقاد داشتند که باید از این دستگاه استفاده کرد و برخی هم معتقدند بودند که نباید استفاده کرد. آخر هم قرار بر این شد که کسی از این دستگاه استفاده نکند. اما در مورد اسنادی که از CIA، وزارت دفاع و وزارت خارجه آمریکا پیدا شد، خیر. حجم کار و ترجمه زیاد بود و خود شورای مرکزی تصمیم می گرفت که چه سندی را منتشر کند.مأمور CIA می گوید «من به او {بنی صدر} پول دادم و از او چیزی نخواستم. فکر می کنم او فهمید معنی این کار یعنی چه؟» ارزیابی کارمند CIA این طور بود اما بعد از آن سندی نداریم که نشان دهد آیا تبادلی بوده یا نه؟ به نظر من که این عین جاسوسی است. برخی معتقدند از افشاگری اسناد سفارت آمریکا علیه برخی سیاسیون سوءاستفاده شد. نظر شما چیست؟ طبیعی است که کاردار سفارت مثلا با مسئول میز آمریکا یا رئیس اداره آمریکا در وزارت خارجه صحبت کند و این دلیل نمی شود که مسئول میز آمریکا در وزارت خارجه جاسوس است و دارد به آمریکایی ها اطلاعات می دهد. درست عکس این هم هست و فکر نکنیم که برخی جاسوس نبودند. چند مسئله برای من اتفاق افتاد که گفتنش خوب است. دو پایگاه آمریکایی در کبکان و بهشهر بود. هیچ ایرانی حتی شاه ایران حق ورود به آن را نداشت. اطلاعات آن دو پایگاه به سفارت می آمد و مستقیم به آمریکا داده می شد. این دو پایگاه آزمایشات موشکی و اتمی شوروی را رصد می کردند. خود گروگان ها می گفتند اگر ما اینها را نداشتیم نمی توانستیم قرارداد سالت را ببندیم. چون مشخص نبود روسها مراعات می کنند یا نمی کنند؟ اما در آن پایگاه ها می توانستند خلاف منفعت ملت ایران هر کاری انجام دهند و ما نیز مطلع نمی شدیم. موضوع دیگر وقتی حضرت امام به پاریس تشریف بردند، آمریکایی ها دیدند  اطراف حضرت امام کسی را برای جمع آوری اطلاعات ندارند. لذا روی تمام اطرافیان حضرت امام در پاریس مطالعه کردند که ببینند در کدام یک از آنها می شود نفوذ کرد. بنی صدر یکی از آن افرادی بود که آمریکایی ها روی او تمرکز کردند. یکی از مامورهای کارکشته و قوی که شناخته شده هم نبود، به عنوان آدم آمریکایی که در ایران سرمایه گذاری دارد به پاریس می رود و ادعا می کند که ایران شلوغ و سرمایه هایش در خطر است. از این رو از بنی صدر مشاوره می خواهد. در واقع طرح دوستی و مشاوره را با آقای بنی صدر می ریزد. این کار ادامه پیدا می کند تا آقای بنی صدر به ایران می آید و این روابط در ایران هم ادامه می یابد. رئیس ایستگاه CIA آقای آهر ناراحت بود که چرا اداره مورد آقای بنی صدر را به ایستگاه تهران تحویل نمی دهد؟ همیشه آن کسی که ارتباط اولیه را برقرار کرد، به تهران می آید و کار ارتباط گیری را انجام می دهد. آهر می گفت که «من مجبورم برایش ماشین و هتل اجاره کنم و درواقع تدارکچی آقا شده ام». این تماسها با آقای بنی صدر ادامه پیدا می کند. اینها در سندهای رشته رشته بود. وقتی می خواستند اسناد را نابود کنند. اول سندهای ماشین های رمز را نابود کردند. یعنی دستگاه هایی که رمز ارسال می کرد چون می خواستند رمزها در دنیا کشف نشود. دستور داشتند که در حالت اضطرار چه کار کنند. بعد میکروفیلم ها را نابود کردند و بعد سندها را براساس درجه اهمیت در ماشین ریختند. خوشبختانه کسی که می خواست اینها را درون ماشین بریزد آدم ناواردی بود و بعد از یک مدت سروصدای دانشجویان پشت در اتاق، هول می شود و بیشتر از حجم دستگاهی که کاغذها را پودر می کرد داخل دستگاه می ریزد و دستگاه گیر می کند. دستگاه که گیر می کند، دستگاه پشتیبان آنها را رشته کرده بوده و این سندهایی که می گویم در رشته هاست. این سندها تقدیم مجلس شورای اسلامی شد که رسما از تریبون مجلس در جلسه رای عدم کفایت به آقای بنی صدر خوانده شد. مأمور CIA می گوید «من به او {بنی صدر} پول دادم و از او چیزی نخواستم. فکر می کنم او فهمید معنی این کار یعنی چه؟» ارزیابی کارمند CIA این طور بود اما بعد از آن سندی نداریم که نشان دهد آیا تبادلی هم بین آنها بوده یا نه؟ اما این عین جاسوسی است که به یک نفر پول بدهند. ماهواره های جاسوسی آمریکایی ها که از روی ایران رد می شد، پیام هایی را به سفارت می فرستاد. این را از کجا فهمیدم؟ دیدم روی سندی خورده «به کلی سرّی» درحالی که سندهای مربوط به بنی صدر «سرّی» بود. خلاصه این سند، خیلی ساده بود. به این مضمون که «چمن ها بلند شدند، پول بده این چمن ها را بزنند یا مثلا در استخر کبکان بهشهر آب است و بگو این آب را خالی کنند، یخ می زند و می ترکد». من از این سندها چیزی متوجه نشدم. گروگان اولش مقاومت می کند ولی بعد از یک مدت می فهمد که باید همکاری کند. وقتی بیشتر از یکسال این گروگان گیری طول کشید، دیگر آنها از آزادی ناامید شدند و بعضی از خود گروگان ها در سر هم کردن و فهم اسناد به ما کمک کردند. آهر در آخر گفت «این سندها را ماهواره جاسوسی ما که از روی ایران رد می شود، تولید کرده و ما فکر می کنیم به این پایگاه ها برمی گردیم. می خواستیم که خراب و داغان نشوند چون آن ماهواره به کلی سرّی است و کسی نمی داند هرچه که تولید می کند به کلی سرّی است». 27214